Monday, November 28, 2005

اشعار زیبا

در نمازم خم ابروی توبا یاد امد ..........حالتی رفت که محراب به فریاد امد
یارب این نوگل خندان که سپردی به منش ...........می سپارم به تو ازچشم حسود چمنش
به ادب نافه گشایی کن از ان زلف سیاه ........... جای دلها عزیز است به هم بر مزنش
شهر حافظ همه بیت الغزل معرفت است ........... افرین بر نفس دلکش ولطف سخنش

دوش در حلقه ما قصه گیسوی تو بود......... تا دل شب سخن از سلسله موی تو بود
به وفای تو که بر تربت حافظ بگذر.......... . کز جهان می شد و در ارزوی روی تو بود

مکن بیدار ازین خوابم خدا را........... که دارم خلوتی خوش با خیالش
خیال خال تو با خود به خاک خواهم برد ......... که تا زخال تو خاکم شود عبیر امیز

حافظ ان ساعت که این نظم پریشان می نوشت............ طایر فکرش به دام اشتیاق افتاده بود
از صبا پرس که ما را همه شب تا دم صبح.......... بوی زلف تو همان مونس جان است که بود

Saturday, November 26, 2005

salam

khobid?

fdsr

sadrwr

salam bar hame

Friday, November 25, 2005

تصاویر

لطیفه هایی تهرانی

زبون به دهن بگیر:تشر بزرگتر به گوچیکتر در پر حرفی.
زبون سالار. تو دهن پیشکار: معنی:کلید مرد دسته زنه.
در خانه اگر کس است یک حرف بس است:گوش شنونده را یک نوبت گفتن کفایت است.
چیکارس؟ رقاص پای ناقاره: جواب کنایه به کسی که از کسب کار شوهر بیکاره اش سوال می کند.
تخم مرغ نیاورده سراغ خاگینه میگیره: متوقع بیج.ا
تخم درش مال مرغ کو... گشاده:رد کردن افراد فربه در کار امدی.
پول یکی از اسماشم ستار العیوبه :از ان که همه عیب ها رو می پوشاند.
به درک اسفل السافلین : در عکس العمل قهر رفتن کسی.
اخوند و ملا نعوذ بلا : در کلام مستتر است.
ادم فقیر از یک کفش دو بار ذوق می کنه.
ادم کچل بشه کنف نشه!
ادم گدا این همه ادا!
اول معش دوم معاد :مقدم بودن امر معاش بر دیگر امور.
سر گاب تو خمره گیر کرده: در کاری به اشکال بر خوردن.
شیکم هر فتنه رو واکنی دس زن توشه :تمام فتنه ها زیر سر زن است.
زن اگر امسال پار میزاد .مرد ساعتی صد با میزاد : نظر به گرفتاری ها وتحمل مرارت در گرداندن چرخ زندگی.
زن اشیخم ذلیلم . خاطر خوای خلیلم :نظر به علاقه مندی به غیر از شوهر.
زن اگر گریه رو نداشت معلوم نبود چی چی داش؟! :نظر به امادگی زنها برای گریه برای راه انداختن کار خود.
عرب در بیابان ملخ می خورد سگ شهر ما اب یخ میخورد
کار که به استخاره شد تسببح اخوند پاره شد.
گدا به گدا . رحمت به خدا.
گدایی کن تا محتاج خلق نشوی : متلک طرف درخواست به در خواست کننده.
گدا شب جمعه شو یدش نمی ره.
ره برو بی ره مرو هر چند که ره پیچان بود زن مگیر دختر بگیر هر چند که زن ارزان بود
مردم زیبا کنارو مردم دروازه غار هر دو عریانند ولی این کجا ان کجا
دانه فلفل سیاه خال مه رویان سیاه هر دو سوزانند ولی این کجا و ان کجا
پیر مرد در زیر بارو دخترک در زیره یار هر دو نالانند ولی این کجا ان کجا

ارتباط

با تشکر از شما کاربر گرامی
برای ارتباط با مدیر وب می توانید به ادرسهای زیر پیغام خود را بگزارید
با تشکر مدیر وب
civilman20042002@yahoo.com
iran_masuod@yahoo.ie

چند ماه نامه

جوک سرا

در باره من

ایران سرچشمه تمدن جهانی


دعاي كوروش در حق سرزمين ايران : اهورا مزدا ، اين سرزمين را ، اين مرز و بوم را ، از كينه ، از دشمن ، از دروغ ، از خشكسالي حفظ كند . هر چند در روايات و معلومات اسلامي ، به نقل برخي از مفسرين ، مراد « از ذو القرنين » در قران مجيد ، به احتمالي ، شخص كوروش بوده است . لكن بدون شك ، نامبرده ، بزرگترين و برترين اعلاميه حقوق بشر دوران باستان را اعلام و اجرا كرده است . در خصوص ترجمه عبارت متن كتبيه كوروش ، در كتاب « سرزمين جاويد » ، تاليف ، ماژيران موله – هرتزفلد – گيرشمن ، نويسنگان در اين كتاب ، ادغان دارند كه ، منشور آزادي كوروش ( در حدود ۲۵۴۳ سال قبل ) به مراتب از اعلاميه حقوق بشر انقلابيون فرانسه در قرن ۱۷ ميلادي و اعلاميه حقوق بشر قرن ۲۰ ميلادي سازمان ملل متحد ، برتر و معنويت بيشتري دارد . منشور و اعلاميه كوروش ، در سال ۵۳۹ قبل از ميلاد ، بعد از تسخير و فتح شهر بابل صادر شده است . كوروش بعد از خاتمه زمستان در اولين روز بهار ، در بابل تاجگذاري كرد . شرح كامل تاج گذاري كوروش و حوادث آن دوران ، به صورت مفصل توسط « گزنفون » سردار و مرد جنگي و فيلسوف و مورخ يوناني ظبط و بيان شده است . كوروش بعد از تاجگذاري ، در معبد مردوك خداي بزرگ بابل ، منشور آزادي نوع بشر را قرائت نمود . متن سخنراني و كتبيه كوروش تا اين اواخر نامعلوم بود . تا اينكه اكتشافات در بين النهرين از ويرانه قديم شهر « اور » كتبيه اي بدست آمد و بعد از ترجمه معلوم شد ، همان متن منشور آزادي نوع بشر ، كوروش ميباشد . اين كتيبه سنگي اينك در كتابخانه ملي انگلستان نگهداري ميشود ، بدون ترديد ، از قديمترين و مهمترين اسناد حقوق بشر ، در تاريخ باستان مي باشد . در اين كتبيه كوروش خود را معرفي نموده و اسم پدر ، جد اول ، دوم و سوم خويش را نام مي برد و اعلام مي دارد كه پادشاه ايران و پادشاه بابل و پادشاه جهات اربعه ( كشورهاي اطراف ايران ) مي باشد ، آنگاه در مقام بيان حقوق بشر و منشور آزادي خويش اعلام مي دارد : ترجمه عين كتبيه : اينك كه به ياري مزدا ، تاج سلطنت ايران و بابل و كشورهاي جهات اربعه را به سر گذاشته ام ، اعلام مي كنم : كه تا روزي كه من زنده هستم و مزدا توفيق سلطنت را به من مي دهد دين و آيين و رسوم ملتهايي كه من پادشاه آنها هستم ، محترم خواهم شمرد و نخواهم گذاشت كه حكام و زير دستان من ، دين و آئين و رسوم ملتهايي كه من پادشاه آنها هستم يا ملتهاي ديگر را مورد تحقير قرار بدهند يا به آنها توهين نمايند . من از امروز كه تاج سلطنت را به سر نهاده ام ، تا روزي كه زنده هستم و مزدا توفيق سلطنت را به من مي دهد ، هر گز سلطنت خود را بر هيچ ملت تحميل نخواهم كرد و هر ملت آزاد است ، كه مرا به سلطنت خود قبول كند يا ننمايد و هر گاه نخواهد مرا پادشاه خود بداند ، من براي سلطنت آن ملت مبادرت به جنگ نخواهم كرد . من تا روزي كه پادشاه ايران و بابل و كشورهاي جهات اربعه هستم ، نخواهم گذاشت ، كسي به ديگري ظلم كند و اگر شخصي مظلوم واقع شد ، من حق وي را از ظالم خواهم گرفت و به او خواهم داد و ستمگر را مجازات خواهم كرد . من تا روزي كه پادشاه هستم ، نخواهم گذاشت مال غير منقول يا منقول ديگري را به زور يا به نحو ديگر بدون پرداخت بهاي آن و جلب رضايت صاحب مال ، تصرف نمايد من تا روزي كه زنده هستم ، نخواهم گذاشت كه شخصي ، ديگري را به بيگاري بگيرد و بدون پرداخت مزد ، وي را بكار وادارد . من امروز اعلام مي كنم ، كه هر كس آزاد است ، كه هر ديني را كه ميل دارد ، بپرسد و در هر نقطه كه ميل دارد سكونت كند ، مشروط بر اينكه در آنجا حق كسي را غضب ننمايد ، و هر شغلي را كه ميل دارد ، پيش بگيرد و مال خود را به هر نحو كه مايل است ، به مصرف برساند ، مشروط به اينكه لطمه به حقوق ديگران نزند . من اعلام مي كنم ، كه هر كس مسئول اعمال خود مي باشد و هيچ كس را نبايد به مناسبت تقصيري كه يكي از خويشاوندانش كرده ، مجازات كرد ، مجازات برادر گناهكار و برعكس به كلي ممنوع است و اگر يك فرد از خانواده يا طايفه اي مرتكب تقصير ميشود ، فقط مقصر بايد مجازات گردد ، نه ديگران من تا روزي كه به ياري مزدا ، سلطنت مي كنم ، نخواهم گذاشت كه مردان و زنان را بعنوان غلام و كنيز بفروشند و حكام و زير دستان من ، مكلف هستند ، كه در حوزه حكومت و ماموريت خود ، مانع از فروش و خريد مردان و زنان بعنوان غلام و كنيز بشوند و رسم بردگي بايد به كلي از جهان برافتد . و از مزدا خواهانم ، كه مرا در راه اجراي تعهداتي كه نسبت به ملتهاي ايران و بابل و ملتهاي ممالك اربعه عهده گرفته ام ، موفق گرداند .